|
سوتیهای بامزه شما سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید
|
سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید
اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا می كرد , تا منو دید گفت : اینو می گما خدا ... :O سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید گوشیم دیکشنری داره , یعنی هر چی براش آشنا نباشه جاش کلمه مینویسه. بجای جالب بود نوش جعفر قلی بود
سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید من وقتی کلاس اول بودم خیلی میکروسکپ دوست داشتم. از طرفی هم بلد نبودم اسمش رو خوب تلفظ کنم. همش میگفتم: "من میکروبکس میخوام!" هر دفعه این جمله رو میگفتم یه لبخند ملیحی رو صورت خانواده علی الخصوص داداشم می نشست ولی دلیلش رو نمی دونستم. آخرسر هم مجبور شدن برا اینکه من لال شم و از این واژه فخیمه دیگه استفاده نکنم واسم بخرن. همین چند وقت پیش داداشم اومد و گفت: "یادته به میکروسکپ چی میگفتی و چه زجری به ما میدادی!"
http://joke-station.mihanblog.com
سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید داشتیم با داداشم تو کامپیوتر بولینگ بازی میکردیم، می خواستم بهش بگم اگه
این دست همه رو نریزی کلات پس معرکه اس؛ گفتم اگه همه رو نریزی ک...سات پس
معرکه اس! 5 دقیقه همینجوری منو نگاه کرد، منم به روی خودم نیاوردم، بعد گفتم: چی شده ؟ گفت: میبینی که همه رو نریختم !
http://joke-station.mihanblog.com
سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید با دوستم هر روز از مدرسه با تاکسی بر میگشتیم، اون زودتر از من پیاده میشد. یه بار میخواست پیاده شه قاطی کرد، به من گفت خیلی ممنون پیاده میشم، به راننده گفت خدافظ ! http://joke-station.mihanblog.com/ سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید یه دوستی دارم ای کیوش درحد جلبکه.یه روز اینو اسکل کردیم بهش گفتیم بیا
بخاطر اینکه دل دخترای کلاس بسوزه کت شلوار بپوش و شیرنی بگیر بیا دانشگاه
بگو ازدواج کردم(آخه بد بخت کم داره و فکر میکنه همه دخترای عاشقشن،با اون
قیافش) با کمال تعجب دیدیم فرداش همین کارو کرد و اومد سرکلاس اینم قیافه ما بود .جالب اینجا که هم استادمون هم بقیه بچه ها باورشون شدو تا آخر ترم که خودم بهشون گفتم نفهمیدن.و این بزرگ ترین سرکاریه من بود.
http://www.theromanc.blogfa.com
سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید دیشب داشتم با دوستم اس ام اس بازی می کردم: من: یادته یه روز تو آشپز خونه ی خوابگاه باهات دعوا کردم؟ هر وقت یادم می افته عذاب وجدان می گیرم :) دوستم: آره یادم خاک بر سرت تو همیشه خیلی بی شعور بودی! سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید |