تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

خونه عمه ام دعوت بودیم برای شام .
شام که تموم شد مردا رفتن رو مبلا پشت سرمون نشستن. من هنوز پا سفره بودم
یه هو دیدم پا یکی خورد به پام دیدم پا داداشمه شروع کردم انگشتاشو پایین و بالا کردن و بعد انگشت کوچیکشو کشیدم یه هو دیدم داداشم از آشپز خونه اومد بیرون.. دلم ریخت پایین با استرس پشت سرمو نگاه کردم دیدم شوهر عممه
هیچی دیگه همه زدن زیر خنده من از خجالت آب شدم
نازنین
http://obur-movaghat.blogfa.com

[ جمعه 22 دی 1391 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان