تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

این سوتی را یک سال پیش از خودم در کردم که الان میخوام براتون بتعریفم:
آقا پارسال نزدیکای عید با دوستم رفتیم بیرون یکم خریدکنیم و بگردیم. من یه رژ لب خریدم و چون از رنگش خیلی خوشم اومده بود خیلی دلم میخواست بزنم رو لبم ببینم بهم میاد یا نه ؟ خلاصه با دوستم رفتیم تو زیرزمین یه پاساژه نسبتا خلوت و من از فرصت استفاده کردمو رژ را بدون آینه و از حفظ زدم به لبم ولی آینه نداشتیم که خودمو توش ببینم چه شکلی شدم. خلاصه داشتیم از جلوی یه مغازه عینک فروشی رد میشدیم که یه چندتا عینک آفتابی گذاشته بود بیرون و کنارش یه آینه بود منم با ذوق پریدم آینه را برداشتم و خودمو توش دیدم و بعد سرمو برگردوندم که به دوستم بگم ببین چقد بهم میاد که یهو دیدم صاحب مغازه که یه پسر جوون بود باتعجب و چشای گشاد شده داره منو نگاه میکنه و من برای اینکه ضایع نشم گفتم آقا این آینه تون هم فروشیه؟؟ که پسره که داشت می پکید از خنده گفت نه خانوم و منو دوستم با سرعت از صحنه متواری شدیم ولی خداییش بدجور سوتی دادم و کلی با دوستم خندیدیم.
http://nurse-bestgirl.blogfa.com/

[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان