تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

موقع امتحانات بود بعد 4سال دانشگاهو 12سال دبستان و ...دیگه امتحانات که شروع میشن حالم بهم میخوره نه از امتحان از اینکه سرت توی برگه خودت باشه بعد اتمام زمان باید..... حوصله ام سر رفته بود وسط ایراد سخنرانی کسی حق حرکت نداشت بلند شدم با خونسردی کامل دستام رو باز کردم و بلند مثل مهماندار های هواپیما گفتم دو در جلو دو در عقب کمربندها رو ببندید اعتماد به نفس ندارید ایزی لایف بخرید و........
جلسه امتحان منفجر شد
هیچی دیگه خواستن نذارن امتحان بدم ولی نتونستن
از : vahidpapi.blogfa.com

[ دوشنبه 12 فروردین 1392 ] [ 05:01 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان