تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

یکی از دوستام تعریف میکرد که یکی از دوستاش که خیلی دختر ترسویی بود و معمولا تنها زیاد بیرون نمی رفت،یه روز ک تنها بود میخواست تاکسی بگیره.یه ماشینی نگه میداره و سوار میشه،همینطوری استرس داشته راننده ی پسر جوونی بود و فقط اون تو ماشین بود خلاصه با اینکه خیلی مونده بود به مقصد برسه به راننده میگه اقا نگه دار و مثل اینکه نمیشنوه ی بار دیگه تکرار میکنه و بلاخره نگه میداره،داشته پیاده میشده که بند کیفش ب دستگیره ماشین گیر میکنده دختره هم با گریه و زاری میگه اقا تو رو خدا ول کن.پسره هم میزنه زی خنده

[ دوشنبه 28 مرداد 1392 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان