تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

یه روز با یکی از دوستام ومامانم و برادرزاده ی دوست مامانم رفتیم بیرون پارمیس(دوستم)گفت خیلی گرمه مامانمم که انگار اماده ج دادن بود سریع گفت بکش پایین خب (شیشه رو) دوستم گفت همین جا جلوی حسین(برادرزاده ی دوست مامانم) بعد کل ماشین ترکیدن از خنده

[ جمعه 8 آذر 1392 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان