تبلیغات
پیامکها و سوتیهای بامزه شما

پیامکها و سوتیهای بامزه شما
سوتیهای جالب و بامزه خود را حتما برایمان بنویسید 
 

حدود6سال پیش 17سالم بود وقتی از مدرسه تعطیل شدم با دوستام سوار اتوبوس شدیم که یه عالمه دختر مدرسه ایی که ابرو با سیبل قاطی شده بود ما هم جون رفتم کنار در ورودی وایسادیم بعد دخترا ناز میکردنو(فکرشو کن)منم خیلی مغرور وایساده بودم که یه عده دیگه اومدنو خلاصه جا تنگ منم رفتم پشت در ورودی!!!!
نمیدونم چرا همه داشتن نگام میکردن که یه هو درورودی باز شدو من لا در گیر کردم حالا هم دادو بیداد درو ببند از خجالت مردم...لـــــــــــه شدم...ایستگاه بعدی که خواستم پیاده شم کیفمو جا گذاشتم حالا همه دادو بیداد کیفت....هیچی دیگه از روزای دیگه مث آدم رفتم رو صندلی نشستم نگاه دخترا هم

[ جمعه 27 دی 1392 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ aDmin [ نظرات ]

سوتیها ، خاطرات و نظرات خود را اینـــجــا بنویسید

درباره وبلاگ

مطالب این تارنما مطابق قوانین اینترنتی ایران و موازین عرفی میباشد


همه تو زندگیشون سوتی میدن ، شما هم حتما یكیشو بنویسید تا همه بخونن و لذت ببرند
نویسندگان